نزدیک بود !
تیتر حادثه – غلامرضا تدینی راد مشکل من به دوران نوجوانیام برمیگردد. رفتوآمد با دوستان نااهل، حرص پدرم و اشک مادرم را درآورده بود. نگرانم بودند و دغدغه داشتند. با آنکه ميدانستم دلسوزم هستند؛ نيش و کنايههاي شان به دعوا کشيده ميشد. حاضر نبودم ذرهای کوتاه بيايم و هر موقع کم ميآوردم قهر ميکردم و