کد خبر : 64502
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۳ - ۱۲:۵۷

نزدیک بود !

نزدیک بود !

تیتر حادثه – غلامرضا تدینی راد مشکل من به دوران نوجوانی‌ام برمی‌گردد. رفت‌وآمد با دوستان نااهل، حرص پدرم و اشک مادرم را درآورده بود. نگرانم بودند و دغدغه داشتند. با آن‌که مي‌دانستم دلسوزم هستند؛ نيش و کنايه‌هاي شان به دعوا کشيده مي‌شد. حاضر نبودم ذره‌ای کوتاه بيايم و هر موقع کم مي‌آوردم قهر مي‌کردم و

تیتر حادثه – غلامرضا تدینی راد

مشکل من به دوران نوجوانی‌ام برمی‌گردد. رفت‌وآمد با دوستان نااهل، حرص پدرم و اشک مادرم را درآورده بود.

نگرانم بودند و دغدغه داشتند. با آن‌که مي‌دانستم دلسوزم هستند؛ نيش و کنايه‌هاي شان به دعوا کشيده مي‌شد.

حاضر نبودم ذره‌ای کوتاه بيايم و هر موقع کم مي‌آوردم قهر مي‌کردم و خانه پدربزرگم مي‌رفتم.

پدر و مادرم يکي دو روز بعد دنبالم مي‌آمدند. براي شان طاقچه بالا مي‌گذاشتم و برمي‌گشتم.

ديپلم گرفتم و بعد از سربازي قرار بود سرکار بروم. پدر و مادرم چه آرزوهاي قشنگي برايم داشتند. نتوانستم دور دوستان نااهل خط بکشم. اوضاع خانه دوباره قاراش ميش شد.

سر لج افتاده بودم و به حرف پدر و مادرم گوش نمي‌دادم. گلايه مي‌کردم چرا پول و ثروتي به هم نزده‌ايد که بتوانم بی‌هیچ نگراني بریزوبپاش کنم و… .

سرتان را درد نياورم. وقت و بي‌وقت خانه‌یکی از دوستانم مي‌رفتم. کاش زير ماشين رفته بودم و پايم به آن خانه باز نمی‌شد. نفهميدم چطور به دام اعتياد افتادم. خانواده‌ام بااطلاع از اين موضوع اسپند روي آتش شده بودند و مثل سير و سرکه مي‌جوشيدند. کار به‌جایی رسيد که کمتر خانه مي‌رفتم.

آخرين سرقت از دست پليس فرار کردم . خانه برادرم رفتم. رنگ و رويم پريده بود.

فهميد چه دسته‌گلی آب‌داده‌ام. پرسيد گوشي تلفن را به مالخر چند می‌فروشی. همان قيمت گوشي را خريد و به مالک آن تحويل داد.

آن روز خانه‌شان ماندم. او و همسرش بعد از نهار با من صحبت کردند.  خدا خيرش بدهد همسر برادرم را.

فرشته نجاتم شد. پدرم هم کمک کرد ترک اعتياد کنم. برادرم مي‌گويد بايد مدتي تحت نظر مشاور باشم.

نمي‌دانم شايد جروبحث‌ها و دعواهاي تکراري پدر و مادرم باعث شد از خانه دلسرد شوم. هرچه بود من نبايد راه خطا مي‌رفتم.

گفتگو با کارشناس:

” سارا قربان زاده”، مدرس مهارت‌های زندگي  و مشاور خانواده دراین‌باره می‌گوید:

يکي از دوران پراهمیت و پرخطر زندگي، دوران نوجواني است، خطرات جسمي و رواني زيادي نوجوان‌ها را تهديد مي‌کند.

نوجوان با يک سري تحولات جسمي و رواني مثل هویت‌یابی، تمايزيافتگي از خانواده به استقلال نياز داشته و کم‌کم ورود به اجتماعات که نياز به مهارت دارد، روبرو هستند و همين موارد روي خلق‌وخوی و رفتار آن‌ها اثرگذار است.

پسر جوان در اظهارات خود از جروبحث و دعواهاي تکراري پدر و مادرش درگذشته می‌گوید .

سارا قربان زاده افزود: بايد بگوييم يکي از عوامل مهم براي گذارِ موفقیت‌آمیز از دوره نوجواني حفظ آرامش و توجه به مسایل عاطفي در خانواده است و خانه بايد محل آرامش و نقطه امن و پناه فرزندان باشد.

پدرها و مادرهاي عزيز بايد کنار فرزندان‌ خود بوده و تحولات و حس و هيجانات فرزندان را درک کنند تا پيشگيري آگاهانه‌ای از آسیب‌ها و مشکلات به عمل آيد و به قول اين پسر جوان از خانه فراري نشوند!

مساله بعدي ارتباط با دوستان ناباب است که در اظهارات پسر جوان به آن اشاره می‌شود.

این‌که خانواده روابط گرم و خوبي تجربه کنند، کنار هم باشند و کمک‌کننده، به نيازها، تجربيات و خواسته‌های عاطفي فرزندان توجه کنند، مقداري استقلال  در چارچوب امن به فرزند بدهند، دوستاني با خانواده‌های سالم براي فرزند خود انتخاب و باکارهایی مثل ورزش و هنر و تفريحات سالم، زماني را براي تخليه مثبت هيجانات فرزندان در نظر بگيرند، این‌ها از سري عواملي هست که نقش موثري در کاهش آسيب و کشيده شدن  فرد به سمت دوستان ناباب و حتي اعتياد خواهند داشت.

وي تاکيد کرد: به اين خانواده توصيه می‌شود  مساله اعتياد رفع شده اما جلسات روان‌درماني يا گروه‌درمانی را هم تحت نظر درمانگر پيش بگيرند و روي يک سري مهارت‌ها مثل جرات ورزي، قدرت نه گفتن، عزت‌نفس و… کار بشود.

خانواده هم لازم هست اين نکته را در نظر بگيرند ترک یک‌روند و عادت سخت و فردي که معتاد بوده الآن تحریک‌پذیر هست و نياز به مراقبت دارد.

بااین‌وجود حس اعتماد و حمايت بايد در خانواده بيشتر بشود، به فرد انگيزه بدهند، صبوري کنند و به پسر جوان نشان بدهند براي سلامتی‌اش اهميت قایل‌اند و همراه او هستند.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.