شناسایی قاتل بیرحم پس از سه دهه

روز جمعه، اداره پلیس آستین اعلام کرد که مظنون، رابرت یوجین براشرز، از طریق آزمایش گسترده دی ان ای شناسایی شده است.
براشرز که به سه قتل دیگر در دهه ۱۹۹۰ و همچنین تجاوز به یک دختر ۱۴ ساله در سال ۱۹۹۷ مرتبط بود، در سال ۱۹۹۹ پس از یک تقابل با پلیس در مورد یک جرم ادعایی دیگر، خودکشی کرد.
به گزارش تیتر حادثه ، اداره پلیس در بیانیهای نوشت: «تیم ما هیچگاه از کار روی این پرونده دست نکشید. تقریباً به مدت ۳۴ سال، آنها خستگیناپذیر کار کردند و متعهد ماندند تا این پرونده را برای خانوادههای جنیفر هربیسون، سارا هربیسون، الیزا توماس و امی آیرز، همه جانهای بیگناهی که به شکل بیمعنی و زودهنگام گرفته شد، حل کنند.» و افزود: «این پرونده همچنان باز و در دست بررسی است.»
این پیشرفت، گامی مهم در پروندهای است که کشور را درگیر کرده و شهر آستین را متأثر کرده بود. این خبر تقریباً یک ماه پس از آن منتشر شد که اچ بی او یک مجموعه مستند چهار قسمتی را منتشر کرد که دوباره توجهها را به این قتلها جلب کرد.
در طول چهار قسمت، کارگردان مارگارت براون همزمان پیچوخمهای این پرونده قدیمی ۳۴ ساله را باز میکند و همزمان بر تروما و اثرات طولانیمدت آن بر خانوادههای بازمانده تمرکز دارد که تلاش کردهاند با این فقدان غیرقابل تصور کنار بیایند.
در مستند و همچنین در مصاحبه با ددلاین در ماه اوت، کارآگاه آستین، دن جکسون، اشاره کرد که پیشرفت در فناوری دی ان ای ممکن است مسیر رسیدن به حل پرونده را هموار کرده باشد.
پروسه ساخت این مستند برای اچ بی او بسیار هزینه بر بود، زیرا به دلیل خشونت بالای پرونده و تصاویری که از آن به جای مانده بود تیم ساخت دچار فشار روانی شدیدی شدند و اچ بی او ناچار به پرداخت هزینه روان درمانی برای همه آنها شد. یه غیر از این مصاحبه به خانواده قربانیان و روایت این قصه بسیار تلخ و وحشتناک بود و همه اینها در شرایطی بود که کارگردانی که قرار بود فیلم سینمایی این پرونده را بسازد به دلیل حجم خشونت از ساخت این کار منصرف شده بود.
مارگارت براون پیش از انتشار مستند در پاسخ به این سوال که علیرغم این موضوع که این قتلها بیش از ۳۰ سال پیش رخ دادهاند، اما در مصاحبهها با خانوادهها، درد هنوز کاملاً مشهود بود و به نظر میآید این کار سخت بود و احتمال سوءاستفاده از احساسات خانوادهها وجود داشت میگوید: «صد در صد بله، کار بسیار سخت بود. واقعاً وحشتزده بودم. راستش نمیدانستم قرار است وارد چه چیزی بشوم. با خودم فکر میکردم: «خب، من قبلاً هم فیلمهایی درباره تروما و دردهای عمیق ساختهام.» واقعاً بخش زیادی از آثارم درباره وقایع وحشتناکی است که برای مردم رخ داده. اما اصلاً برای مواجهه با یک پروندهی تجاوز و قتل حلنشدهی چهار دختر نوجوان و تأثیری که همچنان روی خانوادههای آنها دارد آماده نبودم. نمیدانستم که بودن در اتاق با اعضای این خانوادهها به مدت چند ساعت چه بار عاطفی سنگینی برایم خواهد داشت. بعدش با فکر کردم: «اگه من اینقدر سخت این موضوع را تحمل میکنم، پس آنها چه چیز سختی را تجربه میکنند؟» این فکرها مثل حلقهای بیپایان در ذهن من بودند که مدام تکرار میشدند.»
براون در پاسخ به این سوال که آیا حل نشده بودن این جنایات باعث ایجاد تردید در او برای ساخت مستند شد یا نه میگوید: «نه، هیچ تردیدی نداشتم. چون خودم ساکن آستین بودم و دوستان زیادی داشتم که خبرنگار بودند و شدیداً به این پرونده و پیچوخمهایش وسواس داشتند. میدانستم که این پرونده ظرفیت تبدیل شدن به یک مستند را دارد.»
برچسب ها :تجاوز ، قاتل بیرحم
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0