مهاجرتی که به طلاق ختم شد

ستاره و فرشاد میخواهند از هم جدا شوند.
به گزارش تیتر حادثه
*چند سال است ازدواج کردهاید؟
حدود 10 سال قبل ازدواج کردیم.
*چطور با هم آشنا شدید؟
ما در یک دانشکده درس میخواندیم. آنجا آشنا شدیم و ازدواج کردیم.
*شوهرت را دوست داشتی؟
بله.ما هر دو همدیگر را بسیار دوست داریم.
*بچه هم دارید؟
نه. تصمیم گرفتیم بچهدار نشویم.
*چرا؟
چون هر دو درس میخواندیم و زندگیمان هنوز به آن استانداردی که دوست داشتیم نرسیده بود.
*حالا چرا تصمیم به طلاق گرفتهاید؟
چون شوهرم میخواهد مهاجرت کند و من دوست ندارم.
*چرا میخواهد مهاجرت کند؟
میگوید در کانادا بهتر و راحتتر میتواند زندگی کند.
*این تصمیم جدیدی است؟
چند سالی است که این تصمیم را گرفته است.
*نگفته بودی که دوست نداری بروی؟
گفته بودم اما او توجهی نمیکند. حالا که کارهای مهاجرتش درست شده، دیگر تحمل ندارد و میخواهد برود.
*به قیمت جدا شدنتان؟
بله. او تصمیم خودش را گرفته است.
*این جدایی دوستانه است؟
بله. او گفت که خانه مشترک را به من میدهد. من هم جدایی را قبول کردم.
*شوهرت خارج از کشور کار دارد؟
میگوید کار و خانه برایش فراهم است. من دیگر نمیتوانم جلوی او را بگیرم و قبول کردم که اگر دوست دارد، برود.
*خانوادهات چه میگویند؟
آنها در جریان نیستند.
*چرا؟
من خودم خواستم. بعد از طلاق میگویم. وقتی شوهرم رفت و من به زندگی جدید عادت کردم، میگویم.
منبع : اعتماد انلاین
برچسب ها :ازدواج ، استانداردی ، طلاق
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0