قتل مرموز در بوستان قیام

تحقیقات جنایی برای کشف راز قتلی که در تاریک شب در بوستان قیام رخ داده بود، آغاز شد.
به گزارش تیتر حادثه به نقل از سایت جنایی، چند روز پیش درگیری در بوستان قیام واقع در جنوب تهران رخ داد که موجب شد ساکنان منطقه موضوع درگیری خونین را به مرکز فوریتهای پلیسی ۱۱۰ گزارش دهند. ماموران با حضور در محل مورد متوجه شدند؛ جوانی حدوداً ۲۵ ساله در پی یک درگیری با سلاح سرد زخمی شده است، به این ترتیب تحقیقات خود را آغاز کردند و در همین بین خبر رسید که جوان مجروح پس از انتقال فوری به بیمارستان، به دلیل شدت جراحات جان خود را از دست داده است. بنابراین موضوع به بازپرس کشیک قتل پایتخت و ماموران اداره دهم پلیس آگاهی اطلاع داده شد.
بر اساس اطلاعات اولیه و اظهارات شاهدان، این درگیری حوالی ساعت ۹ شب در فضای تاریک و نسبتاً خلوت بوستان رخ داده بود. دوست مقتول که در صحنه حضور داشت، در تحقیقات اولیه گفت: «ما برای قدمزدن و صحبت به پارک رفته بودیم. ناگهان چند نفر که از قبل با آنها اختلاف داشتیم، به ما نزدیک شدند و پس از مشاجره کوتاه، به ما حملهور شدند. آنها با چاقو به مقتول ضربه زدند و سپس در تاریکی فرار کردند. همه چیز در چند لحظه اتفاق افتاد.»
اظهارات این شاهد از وجود پیشزمینه اختلاف میان دو طرف درگیری حکایت دارد. در همین حال، برادر مقتول هم مدعی شده که مدتی پیش، فردی به نام فرزاد چندین بار برادرش را تهدید به قتل کرده بود. به گفته او، مقتول در هفتههای اخیر بارها از نگرانی بابت این تهدیدات صحبت کرده و حتی گفته بود که احتمال درگیری هم وجود دارد.
در سوی دیگر ماجرا، یکی از افراد حاضر در بوستان به نام حسن که به عنوان مظنون اصلی توسط پلیس شناسایی شده، در دفاع از خود چنین گفت: «من راننده هستم و گاهی اوقات برای دفاع از خودم چاقو همراه دارم، چون شبها در مسیرهای خلوت ممکن است مورد خفتگیری قرار بگیرم. آن شب در بوستان بودم اما وقتی رسیدم، دعوا تمام شده بود. وقتی دیدم اوضاع شلوغ است و ممکن است چاقویی که همراهم بود برایم دردسرساز شود، فرار کردم. اما ضربه را من نزدم. به نظرم فرزاد این کار را کرده، چون با مقتول دشمنی داشت.»
در سوی دیگر ماجرا، یکی از افراد حاضر در بوستان به نام حسن که به عنوان مظنون اصلی توسط پلیس شناسایی شده، در دفاع از خود چنین گفت: «من راننده هستم و گاهی اوقات برای دفاع از خودم چاقو همراه دارم، چون شبها در مسیرهای خلوت ممکن است مورد خفتگیری قرار بگیرم. آن شب در بوستان بودم اما وقتی رسیدم، دعوا تمام شده بود. وقتی دیدم اوضاع شلوغ است و ممکن است چاقویی که همراهم بود برایم دردسرساز شود، فرار کردم. اما ضربه را من نزدم. به نظرم فرزاد این کار را کرده، چون با مقتول دشمنی داشت.»
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0