زندگیم با وجود شوهرعمه ام سیاه شد

زندگیم با وجود شوهرعمه ام سیاه شد

هنوز از بازی ها و جست و خیزهای کودکانه لذت می بردم که ناگهان در دهمین بهار زندگی ام حادثه وحشتناکی رخ داد و پدر و مادرم در یک سانحه رانندگی جان باختند. حالا من دختری بی‎کس و بی پناه بودم که راهی منزل عمه ام شدم.