بهنام و دوستش لباس هایم را پاره کردند

بهنام و دوستش لباس هایم را پاره کردند

وقتی پنهانی ودور از چشم مادرم با بهنام تلفنی حرف میزدم فکر می کردم قرار است بهنام همه آرزوهایم را برآورده کند نمی‌دانستم که پشت همه این جملات عاشقانه